الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

583

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

اثبات آن به تهديد و زندان متوسل شوند . 4 . همو : لما أجمع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم المسير إلى مكة ، كتب حاطب بن أبي بلتعة كتابا إلى قريش يخبرهم بالذي أجمع عليه رسول اللّه من الأمر في السير إليهم ثم أعطاه امرأة فأخفته في قرون رأسها و فتلت عليه شعرها و خرجت ، و أتي رسول اللّه الخبر بما صنع حاطب ، فبعث عليا عليه السّلام و الزبير ، فقال : أدركاها ، فخرجا إليها و أدركاها بالحليفة فاستنزلاها و التمسا رحلها فلم يجدا شيئا . فقال لها علي بن أبي طالب عليه السّلام : ما كذب رسول اللّه و لا كذّبنا و لتخرجن الكتاب أو لنكشفنك فلما رأت الجدّ منه ، قالت : أعرض ، فأعرض ، فخلت قرونها و أخرجت الكتاب فأتيا به إلى رسول اللّه . . . ؛ « 1 » وقتى رسول خدا تصميم گرفت به طرف مكه حركت كند حاطب بن ابى بلتعه نامه‌اى به قريش نوشت و تصميم پيامبر را به آنان گزارش كرد و آن را به زنى داد . آن زن نامه را در جلو سرش گذاشت و موهاى خود را بر آن بست و حركت كرد . خبر به رسول خدا رسيد كه حاطب چه كرده است . از اين‌رو ، على - عليه السلام - و زبير را فرستاد و گفت : آن زن را پيدا كنيد . آنان در حليفه « 2 » به او رسيدند و پياده‌اش كردند . توشه‌اش را گشتند ، ولى چيزى نيافتند . على - عليه السلام - به آن زن گفت : پيامبر دروغ نگفته و به ما دروغ گفته نشده يا نامه را بيرون مىآورى يا تو را تفتيش مىكنيم . وقتى ديد جدّى سخن مىگويد گفت : برو كنار . او كنار رفت . آن زن موهايش را باز كرد و نامه را بيرون آورد . آنان نامه را نزد رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - آوردند . . . « 3 » . نظر نگارنده : اين زن متهم نبوده و تهديد به جهت گرفتن اقرار نبوده است ، بلكه اين زن به تمام معنا مجرم بوده و پيامبر صادق خبر آن را به على - عليه السلام - داده بوده است كه آن زن نامه را گرفته و به طرف مكه حركت كرده است اكنون او را تهديد مىكنند تا آن نامه را ، كه در آن اسرار نظامى است و براى قريش فرستاده شده ، بازپس دهد و اين را نمىشود قياس كرد به آنجا كه اصلا جرمى ثابت نشده مگر با تهديد و زندان . مقتضاى اصل : اگر فرض كنيم ميان اين دو دسته روايات و نصوص ، تعارض است ، مقتضاى اصل چيست ؟ جواب اين است : به اصل برائت رجوع مىكنيم ؛ برائت از ملتزم شدن به آن چه مكره و شخص تحت فشار به آن اعتراف كرده است و به استناد حديث رفع كه

--> ( 1 ) . سيرة النبويّة ، ج 4 ، ص 40 ؛ مغازى ، ج 2 ، ص 797 . ( 2 ) . قريه‌اى كه بين آن و مدينه شش يا هفت ميل فاصله است و ميقات اهل مدينه از آنجاست ، معجم البلدان ، ج 2 ، ص 295 . ( 3 ) . سيرة النبويه ، ج 4 ، ص 40 ؛ مغازى ، ج 2 ، ص 797 .